گاهی اوقات اینقدر طرف مقابلت رو دوست داری که نمیتونی علاقتو به
زبون بیاری این موقع است که فقط دلت میخواد تو چشاش زل بزنی تا شاید
از نگاهت راز دلت رو بخونه

دنيا كوچيكه و عشق تو ، بزرگ
دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ
چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ
اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ
آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ
گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره
اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام
عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه
اینو باور کن که
دوستت دارم

مي خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه
يه وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي پر نزني تنها نري
یه موقعي فكر نكني دلم واست تنگ نميشه
فكر نكني اگه بري زندگي كمرنگ نميشه
اگه بري شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسموناي آرزو يه قطره مهتاب ندارن
راستي دلت ميآد بري بدون من بري سفر
بعدش فراموشم كني برات بشم یه رهگذر
اصلا بگو كه دوست داري اينجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا كاشته باشم
حتي اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو يادم مياد وقتي كه بارون ميزنه
اي كاش منم تو آسمون یه مرغ دريايي بودم
شايد دوسم داشتي اگه آهوي صحرايي بودم
اي كاش بدوني چشمات و به صد تا دنيا نميدم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نميدم
به آرزوهام مي رسم اگر كه تو پيشم باشي
اونوقت خوشبخت ميشم مثل فرشته ها تو نقاشي
تا وقتي اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني كرگ گلاي مريمه
نگام كن و برام بگو بگو مي ري يا مي موني
بگو دوسم داري يا نه مرگ گلاي شمعدوني
نامه داره تموم ميشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقي و بي انتها

گاه يه لبخند اونقدر عميق ميشه که گريه ميکنم.
گاه يه نغمه اون قدر دست نيافتنيه که با اون زندگي ميکنم.
گاه يه نگاه اون چنان سنگينه که چشام رهاش نميکنن.
گاه يه عشق اون قدر ماندگاره که فراموشش نميکنم.

ميدوني چرامن با ديوار رفيق شدم ؟
اخه اگر يك روز بياد كه ديگه هيچ كسي نبود كه روي شونش گريه كني
مي توني به ديوار پناه ببري اگر ديوار از زيرت شونه خالي كرد
روي سرت خراب مي شه ديگه نياز نداري گريه كني
چون بقيه واست گريه ميكنن

دل شکسته.....
نشسته بود رو زمین و داشت یه تیکه هایی از رو زمین جمع
میکرد بهش گفتم کمک می خوای؟گفت: نه
گفتم خسته میشی بذار کمکت کنم .
گفت:نه خودم جمع می کنم . گفتم حالا تیکه های چی هست؟
بد جوری شکسته معلوم نیست چیه؟ نگاه معنی داری کرد
و گفت قلبم این تیکه های قلب منه که شکسته ...
خودم باید جمعش کنم . بعدش گفت:می دونی چیه رفیق؟
آدمای این دوره و زمونه دل داری بلد نیستن ،
وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشون بسپری
هنوز تو دستشون نگرفته می ندازنش زمین و می شکوننش،
می خوام تیکه هاش رو بسپارم دست صاحب اصلیش اون دلداری
خوب بلده می خوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته خوب بشه
آخه میدونی گفته قلبهای شکسته رو خیلی دوست داره گفتو
تیکه های شکسته رو جمع کرد و یواش ازم دور شد و
من توی این فکرد که چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم.....
دلم می خواست بهش بگم خب چرا قلبتو می سپری دست هر کسی؟
انگاری فهمید تو دلم چی گفتم ..برگشت و گفت : رفیق دلم رو به
دست هر کسی نسپردم اون واسه من هرکسی نبود من برای اون
هر کسی بودم. گفت اینبار رفت سمت دریا،سهمش از تنهاییهاش
دریایی بود که راز دلش بود.

گریه کن قشنگ من ......
گریه کن زودی غمات میرن از یاد....
اینطوری سبک میشی روزای خوب یادت میاد
گریه کن منم دارم مثل تو گریه میکنم
گریه کن به خدا سخته میدونم
گریه کن که حالا ها باید از هم جدا باشیم
آخه دنیا نمی خواد که من و تو تنها باشیم
گریه کن تا آسمون گریه کنه
خدا از گریه ما گریه کنه
گریه کن بذار اشکات بریزن
دونه هاش خیلی قشنگن می بینم
گریه کن بذار به پای بهونه آخه اشکات واسه موندن لازمه
گریه کن با چشمای مهربونت.

حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم،حیف غصه هایی که خوردم
چون ازت خبر نداشتم،بعضیها وارد زندگی ما میشن خیلی سریع میرن،
بعضیها برای مدتی میمونن و روی قلب ما ردپا میذازن و ما دیگه هیچ موقع
همون که بودیم نیستیم تو منو مثل خاطره ای فراموش و من تو رو مثل
خاطره هایی به یاد سپردم،آخه این رسم توست که خاطرها رو فراموش کنی ولی
من عادت کردم که به اونا دل ببندم و باهاشون زندگی کنم.
