تبليغاتX
اونیکه دل می شکنه می خوام بره جهنم - بی وفای من

 

بي وفاي من ، روزها بملاقات تو مي آيم .

 

سر كوچه به انتظار تو مي ايستم، در گوشه هاي تاريك،در پشت درختان سر سبز كمين مي كنم .

 

شايد از راه باز آيي و چشمهاي قشنگ تو مرا نوازش دهد .

 

 راستي كه اين انتظارها ، چقدر تلخ و نا گوار است

 

با همه اينها اين ياد بودهاي دير گذر را بخاطر تو دوست مي دارم و از تلخي انتظار لذت مي برم.چون گريه هاي

 

 

نيمه شب از آن محفوظ مي شوم.

 

دلم مي خواست بجاي آن جوي روشن و شفاف آب مي بودم كه صورت خود را در آن مي شويي و يا آن درختي كه

 

مستانه و با ذوقي كودكانه براي گزفتن شا خه هاي آن به هوا مي پري تا بدان بياويزي و از شاخه هاي آن بالا ب

 

روي و يا آن جنگلي بودم كه در آن مخفي مي شوي تا بر لبانت بوسه زنم .

 

ايكاش من و تو بر وري سبزه ها مي غلطيديدم ، و زير نوازشهاي مهتاب مي شستيم و اشكهايمان را بهم مخلوط

 

مي كرديم ، آنگاه بگوش تو سرود محبت مي خواندم و با اشك شوق چهر ه گل را مي شستيم .

 

محبوب من ،از تو دورم و هميشه در قلب مني

 

.بي توام ، گوييا تو هميشه با مني

 

گوييا هيچ وقت با من نبودي

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 12:42  توسط تبسم  |