تبليغاتX
اونیکه دل می شکنه می خوام بره جهنم - از تموم دنيا
 

از تموم دنيا و دار و ندارش

شونه هاتو کم دارم واسه بارش

زخمي خنجر زهر آگين يارم

تو که تازه اومدي تنها نذارم

به چشام خوب خيره شو ببين چه پيرن

منو درياب خوب من دارم مي ميرم

ديگه حتي نايي نيست براي گفتن

خيلي وقته تو سکوت غم اسيرم

يک لحظه خوبي به من بده

از من بگير روح و تنم

براي يک لحظه خوشي

به هر دري در ميزنم

برگردون عمر رفته رو

حتي واسه يه ثانيه

دلخوش کنم حتي دو روز

از من مگه چي باقيه؟

غربتم رو آشنايي کن بهارم

روزامو درياب عزيز دور شد قطارم

تنها يک ثانيه عاشقي به جز اين

هيچ توقعي از اين روزا ندارم

 

 

 

آدما از آدما زود سير ميشن

آدما از عشق هم دلگير ميشن

آدما رو عشقشون پا ميذارن

آدما آدمو تنها ميذارن

منو ديگه نميخواي خوب ميدونم

تو کتاب دلت اينو ميخونم

يادته اون عشق رسوا يادته؟

اونهمه ديوونگي ها يادته؟

تو ميگفتي که گناه مقدسه

 

اول و آخر هر عشق هوسه

آدما آخ آدماي روزگار

چي مي مونه از شماها يادگار؟

ديگه از بگو مگو خسته شدم

من از اون قلب دورو خسته شدم

نميخواي بموني توي اين خونه

چشم تو دنبال چشماي اونه

همه حرفاي تو يک بهونه ست

اون جهنمي که ميگن اين خونه ست

 

 

از زندگي از اينهمه تکرار خسته ام

از هاي و هوي کوچه و بازار خسته ام

دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هرکه و هرکار خسته ام

بيزارم از خموشي تقويم روي ميز

وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام

دل مرده سوي خانه ، تن ِ خسته مي کشم

آه کزين حصار دل آزار خسته ام

از او که گفت يار تو هستم ولي نبود

از خود که بي شکيبم و بي يار خسته ام ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 12:10  توسط تبسم  |